کد خبر: 1368

شهیدی که بعد 46 سال هنوز شهید نیست!

شهیده سوسن سگوندی، دختری است که بعد از ۴۶ سال مظلومیت و گمنامی، نامش در لیست شهدای جنگ از قلم افتاده است.

به گزارش ایثارنیوز، در همان روزهای اول تجاوز رژیم بعث عراق علیه ایران، شهرک مسکونی منتظری شهر دزفول بمباران شد و نزدیک به ۱۰ نفر از اهالی شهرک از جمله ۴ زن و کودک به شهادت رسیدند. این اتفاق سبب شد تا خانواده‌ها احتیاط کنند و زمانی که برای زراعت به زمین‌های کشاورزی می‌روند، همسر و فرزندان را با خود ببرند. حاج حسن سگوندی (احسانی) پدر شهیده «سوسن سگوندی» کشاورز بود و نگران خانواده‌اش. او هم تصمیم گرفت وقتی به مزرعه می‌رود، خانواده را با خود ببرد.

چند روزی این‌طور گذشت تا روز ۱۷ مهرماه ۱۳۵۹؛ آن روز سوسن به همراه برادرش در کنار جوی آب مشغول وضوگرفتن بودند که ناگهان صدای انفجاری بلند شد. پدر و مادر که سر زمین کار می‌کردند، خودشان را به بچه‌ها رساندند. سوسن و برادرش روی زمین افتادند. شکم سوسن پاره شده و روده‌اش بیرون ریخته بود. پدر، سوسن را در آغوش می‌گیرد و با فاصله زیادی که از جاده آسفالت داشت، خودش را به جاده می‌رساند و سپس بیمارستان افشار.

آخرین جمله شهید ۹ ساله؛ «بابا نگذار بمیرم»

در مسیر سوسن متوجه جراحت شدید شکمش می‌شود و به پدر التماس می‌کند و می‌گوید: «بابایی! مَهِل میرُم. کُمَکُم کن نمیرُم. بابایی تُنِ خدا نِجاتُم دِه. بابایی یَه کاره کن نمیرم! من کار دارم.» پدر به سوسن دلداری می‌دهد تا به بیمارستان می‌رسند. بعثی‌ها اطراف بیمارستان را هم می‌زنند و برق بیمارستان قطع می‌شود. سوسن که باید به اتاق عمل منتقل می‌شد، این اتفاق نمی‌افتد و همان جا شهید می‌شود؛ بدون اینکه نام و نشانی از دخترک در بیمارستان ثبت شود. حاج حسن می‌ماند و جنازه دختری که التماس می‌کرد برای زنده‌ماندنش. پدر دیگر نمی‌توانست پیکر دخترش را بگذارد سردخانه و برگردد؛ چون اوایل جنگ بود، پدر نگران بود اتفاقی برای خودش هم بیفتد و پیکر دخترش بی‌نام‌ونشان در جایی دفن شود؛ بنابراین او را با خود می‌آورد و پیکر دخترک معصوم بر شانه‌های مردم تشییع شده و در بقعه محمد بن جعفر طیار دزفول آرام می‌گیرد. پدر سال‌ها می‌ماند با معمایی در ذهن که چرا دخترش التماس می‌کرد نجاتش بدهد؟ او چه کاری داشت که می‌خواست زنده بماند؟! و داغی که همیشه در دلشان ماند.

آرزوی مادر شهید

مدت‌ها بعد از شهادت سوسن، خانواده‌اش به بنیاد شهید مراجعه می‌کنند، می‌بینند نام سوسن در آمار شهدای دزفول نیست. پیگیری آغاز می‌شود. نامه‌ای از طرف بنیاد شهید به بیمارستان افشار ارسال و موضوع استعلام می‌شود، اما به دلیل اتفاق آن روز و بهم ریختگی بیمارستان، نام سوسن در فهرست مجروحین و شهدا ثبت نشده و سندی از شهادت او در بیمارستان وجود ندارد. امروز بعد از گذشت ۴۶ سال از شهادت سوسن، باز هم‌نام او در فهرست شهدای جنگ نیست! پدر سوسن درگذشته و مادری که آرزو دارد اسم دخترش در فهرست شهدای دزفول باشد.

علی موجودی پژوهشگر و نویسنده دفاع مقدس درباره پیگیری پرونده شهیده سوسن سگوندی به گفت: «چند بار موضوع را از طریق فرماندار و مدیر بنیاد شهید و امور ایثارگران دزفول پیگیری کردم. لکن بی‌فایده بوده. ۴۶ سال از این واقعه گذشته و پدر شهیده از دنیا رفته و فقط آرزوی مادرش این است که نام دخترش جزو شهدا باشد. هرچند که مردم شهرک منتظری همیشه از شهیده سوسن در تصاویر و برنامه‌ها یاد می‌کنند.»علاوه بر این پژوهشگر دفاع مقدس، معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری دزفول، هم طی ساخت مستندی که از صداوسیما پخش شد‌ تقاضای ثبت نام شهیده سوسن سگوندی در فهرست شهدا را مطرح کرده است.

انتهای پیام/

مرتبط ها