کد خبر:1859
شهید که ایران برایش همه چیز بود
در جنگ رمضان و در پی حمله موشکی به پتروشیمی ماهشهر، شهید مهدی ویسیتبار برای نجات همکارانش به محل حادثه بازگشت و به شهادت رسید.
به گزارش ایثارنیوز، حمله موشکی آمریکا و رژیم صهیونیستی به تاسیسات صنعتی ایران، بار دیگر نشان داد میدان جنگ تنها به خطوط مقدم و سنگرهای نظامی محدود نمیشود و گاهی قلب مراکز تولیدی و صنعتی کشور نیز به صحنه ایثار و فداکاری تبدیل میشود؛ جایی که کارگران و متخصصان، در جریان انجام وظیفه و در لباس کار، جان خود را از دست میدهند.
شهید مهدی ویسیتبار یکی از همین نیروهای صنعتی بود که سالها در مسیر توسعه و آبادانی کشور فعالیت کرد و سرانجام در جریان حمله موشکی به صنعت پتروشیمی ماهشهر به شهادت رسید. روایت خانواده او نشان میدهد که وی حتی در آخرین لحظات زندگی نیز همکارانش را تنها نگذاشت و برای نجات آنان به محل حادثه بازگشت.
«ندا بهرامی»، همسر شهید مهدی ویسیتبار، درباره زندگی مشترک خود با این شهید اظهار کرد: آشنایی ما در سال ۱۳۹۳ و به شکل سنتی انجام شد و چند ماه بعد، در ۲۳ خرداد همان سال، زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نامهای امیر ۱۱ ساله و رضا هفت ساله است.
همسری مسئولیتپذیر و پدری دلسوز
بهرامی با اشاره به ویژگیهای اخلاقی همسرش گفت: مهدی از نظر من انسانی کامل، مسئولیتپذیر و فداکار بود و تنها چیزی که در زندگیاش باقی مانده بود، شهادت بود که در نهایت خداوند این افتخار را نصیبش کرد.
وی افزود: مهدی حتی پس از یک روز کاری طولانی نیز مسئولیتهای خانه را فراموش نمیکرد. گاهی ساعت ۱۱ شب به خانه میرسید، اما با وجود خستگی کارهای منزل یا تعمیرات را انجام میداد و بعد به استراحت و امور شخصی خود میرسید.
همسر شهید ویسیتبار ادامه داد: حتی در سفر ماه عسل نیز دغدغه کار داشت و با همکارانش در ارتباط بود تا مطمئن شود مشکلی پیش نمیآید. او هیچوقت مسئولیتهایش را رها نمیکرد.
کمک به دیگران بدون چشمداشت
بهرامی از روحیه کمکرسانی همسرش نیز یاد کرد و گفت: مهدی نسبت به مشکلات دیگران بیتفاوت نبود. یک بار نجاری برای انجام تعمیرات به خانه ما آمده بود که موتورسیکلتش در مقابل منزل به سرقت رفت. اگرچه این اتفاق ارتباطی با ما نداشت، اما مهدی هزینه خرید یک موتورسیکلت دیگر را در اختیار او گذاشت.
وی ادامه داد: مهدی حتی برای افرادی که شناخت زیادی از آنها نداشت ضمانت میکرد. وقتی از او میپرسیدم چرا بدون شناخت کافی چنین مسئولیتی را قبول میکنی، میگفت مهم این است که مشکل آن فرد حل شود و در نهایت مسئولیت رفتار هر شخص بر عهده وجدان خودش است.
تحصیل تا مقطع دکترا در کنار کار
همسر شهید ویسیتبار با اشاره به اهمیت علم و تحصیل در زندگی او گفت: مهدی تحصیل را بسیار جدی دنبال میکرد و در رشته مکانیک تا مقطع دکترا ادامه تحصیل داد. او از نخبگان این حوزه بود و در حالی که در طول هفته مشغول کار بود، روزهای پایانی هفته را به درس و دانشگاه اختصاص میداد.
بهرامی افزود: پایاننامهاش را نیز شخصاً انجام داد و حاضر نبود برای تهیه آن از دیگران کمک بگیرد. حتی وقتی پیشنهاد میکردم از منابع یا افراد دیگری کمک بگیرد، میگفت در این صورت دیگر نمیتوان آن را حاصل کار خودش دانست.
او تأکید کرد که مهدی همین حساسیت را درباره تحصیل فرزندانش نیز داشت و اجازه نمیداد پسرشان از کلاسهای آموزشی غیبت کند. حتی در دوران آموزش مجازی نیز بر حضور منظم او در کلاسها تأکید داشت.
به گفته همسر شهید، مهدی پس از بازگشت از محل کار، با وجود خستگی زمانی را به فرزندانش اختصاص میداد و معمولاً نخستین سؤالش از آنها درباره وضعیت درس و مدرسه بود. اگر فرزندش درسی را متوجه نمیشد، با حوصله برای او توضیح میداد.
آرزوی مهدی؛ فرزندانی مفید برای ایران
بهرامی درباره رابطه مهدی با پسر بزرگش گفت: امیر کودکی کنجکاو است و درباره موضوعات مختلف، حتی اتفاقات مربوط به سالهای گذشته، از پدرش سؤال میکرد. مهدی نیز تا زمانی که پاسخ سؤال او را بهطور کامل متوجه نمیشد، از توضیح دادن دست نمیکشید.
وی ادامه داد: مهدی فرزندانش را در دورههای مختلف آموزشی و هنری ثبتنام میکرد و همیشه تأکید داشت که آنها باید در آینده افرادی مفید برای جامعه و کشور باشند. مهمترین خواستهاش این بود که فرزندانش به موفقیت برسند و بتوانند برای ایران کاری انجام دهند.
همسر شهید گفت: من هم به مهدی قول دادهام برای آینده بچهها تلاش کنم و آنها را به جایگاهی برسانم که برای کشورشان مفید باشند و باعث افتخار پدر شهیدشان شوند.
خانوادهای که در کنار کار فراموش نشد
بهرامی با اشاره به مشغله زیاد همسرش در صنعت پتروشیمی اظهار کرد: با وجود مسئولیتهای کاری، مهدی هیچوقت از خانواده غافل نمیشد. در تصمیمهای مهم زندگی همیشه با یکدیگر مشورت میکردیم و بهترین خاطراتمان نیز مربوط به سفرهای خانوادگی بود.
وی افزود: در سفرها بیشتر وقتش را با ما میگذراند و تلاش میکرد فرزندانمان را با اماکن تاریخی و فرهنگی آشنا کند. همیشه میگفت بچهها باید تاریخ و فرهنگ کشورشان را بشناسند.
آخرین روز کاری مهدی
همسر شهید ویسیتبار درباره روز حادثه گفت: با وجود اینکه احتمال حمله دشمن به مجموعه پتروشیمی وجود داشت، مهدی و همکارانش برای انجام وظیفه در محل کار حاضر شدند. آنها معتقد بودند نباید در چنین شرایطی کار را رها کنند و باید برای حفظ صنعت کشور در محل حضور داشته باشند.
بهرامی ادامه داد: حدود ساعت دو بامداد، مهدی از من پرسید آیا تلفن همراه برای کلاس صبح امیر شارژ دارد یا نه. صبح نیز زمانی که میخواست به محل کار برود، دوباره تأکید کرد که پسرمان در کلاس آنلاین شرکت کند. این آخرین گفتوگوی ما بود.
وی افزود: مهدی معمولاً پیش از آغاز کلاسهای مجازی با بچهها تماس میگرفت تا مطمئن شود خواب نماندهاند، اما آن روز تماسی از او دریافت نکردم. حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح برادر مهدی با من تماس گرفت و سراغ او را گرفت. کمی بعد نیز یکی از بستگان خبر حمله به پتروشیمی ماهشهر را به مادرم داد.
بهرامی گفت: بلافاصله با مهدی تماس گرفتم، اما پاسخی دریافت نکردم. همراه برادرش به سمت ماهشهر حرکت کردیم.
از جستوجوی بیمارستانها تا اعلام شهادت
همسر شهید درباره لحظات پراضطراب پس از حمله گفت: در ابتدا اصلاً تصور نمیکردم اتفاق جدی برای مهدی افتاده باشد. در شرکت خبری از او نبود و برای پیدا کردنش به بیمارستانها سر زدیم، اما اثری از او پیدا نکردیم.
وی افزود: به دلیل احتمال حمله مجدد، اجازه ماندن در ماهشهر را نمیدادند. تا حدود ساعت ۹ شب در ورودی شهر منتظر ماندیم تا اینکه اعلام کردند نام مهدی در فهرست مفقودشدگان قرار دارد.
بهرامی ادامه داد: هنگام بازگشت به ما خبر دادند وسایل شخصی مهدی در کنار آوار پیدا شده است. با این حال هنوز امیدوار بودم زنده باشد و فکر میکردم شاید مجروح شده باشد.
وی گفت: حدود ساعت ۱۱ شب، در کانال اطلاعرسانی شرکت تصویر مهدی را دیدم که در فهرست شهدا قرار گرفته بود. دیدن آن عکس یکی از تلخترین لحظات زندگیام بود. با این وجود تا زمان اعلام نتیجه آزمایش DNA همچنان امید داشتم که زنده باشد، اما پس از اعلام نتیجه، شهادتش قطعی شد.
بازگشت به محل حادثه برای نجات همکاران
بهرامی با اشاره به نحوه شهادت همسرش اظهار کرد: مهدی در انفجار نخست توانسته بود از محل خارج شود. همکارانش نیز او را دیده بودند که از ساختمان فاصله گرفته است، اما وقتی متوجه شد تعدادی از همکارانش هنوز در محل ماندهاند، برای کمک به آنها دوباره به داخل مجموعه بازگشت.
وی افزود: انفجار دوم در همین زمان رخ داد و مهدی به شهادت رسید. اگر برنمیگشت، امروز در کنار ما بود، اما او ترجیح داد برای کمک به همکارانش جانش را به خطر بیندازد.
همسر شهید ادامه داد: شهادت برای هر کسی رقم نمیخورد. نبودن مهدی برای من و فرزندانم بسیار سخت است، اما از اینکه خداوند چنین سرنوشتی را برای او رقم زد، به این انتخاب الهی احترام میگذارم. این شهدا در میدان جنگ نظامی حضور نداشتند و در حالی که لباس کار بر تن داشتند، هنگام انجام وظیفه به شهادت رسیدند.
در ایران به دنیا آمدم و در ایران دفن میشوم
بهرامی با اشاره به روحیه میهندوستانه همسرش گفت: مهدی علاقهای به ترک ایران نداشت. حتی وقتی فرزندم پیشنهاد میکرد برای ادامه زندگی به خارج از کشور برویم، پاسخ میداد که در ایران متولد شده و میخواهد در همین خاک نیز دفن شود.
وی افزود: مهدی معتقد بود هر فردی که به دنبال پیشرفت است، باید بتواند در کشور خودش فعالیت کند. او تأکید میکرد ایران ظرفیت و امکانات لازم برای رشد را دارد و خودش نیز در دانشگاههای همین کشور تحصیل کرده و به جایگاه علمی رسیده بود.
درخواست همسر شهید برای حفظ اتحاد مردم
همسر شهید ویسیتبار با قدردانی از حضور گسترده مردم در مراسم تشییع همسرش گفت: مراسم تشییع مهدی با حضور گسترده مردم از نقاط مختلف اهواز برگزار شد و این حضور برای خانواده ما ارزشمند بود.
وی افزود: مردم باید در مراسم تشییع شهدا حضور داشته باشند تا خانوادههای آنان احساس تنهایی نکنند. این حضور تنها برای یک شهید نیست، بلکه ادای احترام به همه کسانی است که برای کشور جان خود را از دست دادهاند.
بهرامی همچنین بر ضرورت حفظ انسجام و همبستگی مردم تأکید کرد و گفت: اتحاد مردم در شرایط سخت باید حفظ شود و یاد و نام شهدا نیز نباید از خاطره جامعه کنار برود.
وی از مسئولان نیز خواست مسئولیتپذیری و فداکاری شهدای صنعت پتروشیمی را الگو قرار دهند و برای زنده نگه داشتن نام و یاد آنان تلاش کنند.
شهید مهدی ویسیتبار یکم مهرماه ۱۳۶۲ در اهواز متولد شد. او پانزدهم فروردینماه ۱۴۰۵ در جریان حمله موشکی آمریکا و رژیم صهیونیستی به صنعت پتروشیمی ماهشهر به شهادت رسید.
پیکر این شهید پس از تشییع در اهواز، در مقبره خانوادگی وی در بهشتآباد این شهر به خاک سپرده شد.
انتهای پیام/






