
به گزارش ایثارنیوز، در حالی که آسمان پایتخت تحت تأثیر تهدیدات متعددی از سوی جنگندهها، موشکها و پهپادهای دشمن قرار داشت، گروهی از متخصصان پدافند هوایی و هوافضا، با پذیرش خطری آگاهانه، سینههای خود را سپر دفاع از امنیت شهر کردند. این مردان که اکنون به «شهدای نَفَس» معروف شدهاند، در یکی از سختترین لحظات تاریخ معاصر، با ایستادگی تا آخرین لحظه، نمادی از فداکاری و تعهد به امام زمان (عج) شدند.
در این راستا، «محمد شهریاری» جزئیات تکاندهندهای از لحظات پایانی و نحوه شهادت ۴۲ تن از این دلاوران و فرماندهشان را بازگو کرده است.
تکذیب شایعات
در پاسخ به روایتهای متناقض درباره محل استقرار این نیروها، شهریاری تصریح کرد: ۴۲ شهید که به شهدای نَفَس معروف شدند، از نیروهای پدافند و مرکز فرماندهی کنترل پدافند هوایی بودند که در سازهای امن در غرب تهران و در نزدیکی منطقه گرمدره مستقر بودند.
وی با تکذیب برخی گزارشها تأکید کرد که برخلاف ادعاهای نادرست، مقر این عزیزان در کنار هیچ تونل موشکی نبود و تمامی استانداردهای ایمنی در آن رعایت شده بود.
ایستادگی در وضعیت قرمز
به گفته شهریاری، این نیروها پس از شهادت حضرت آقا، با مخلصانهترین شکل ممکن، امنیت تهران را تأمین کردند. وی با اشاره به تفاوتهای عملیاتی پدافند با سایر نیروها گفت: در اصول نظامی، هنگام اعلام وضعیت قرمز، نیروها جانپناه میگیرند؛ اما در پدافند این امر ممکن نیست. اگر نیروهای پدافند جانپناه بگیرند، چه کسی باید پای سامانهها بایستد؟ این عزیزان با علم به اینکه مورد اصابت قرار میگیرند، پای مانیتورها ایستادند و تا زمانی که تکهتکه و مجروح میشدند، موضع خود را ترک نکردند.
لحظه تهاجم سنگرشکنها
در مورد نحوه وقوع حادثه، شهریاری فاش کرد که در ساعت ۲:۳۰ بامداد ۱۶ اسفند ماه ۱۴۰۴، سازه محل استقرار نیروها مورد حمله بمبهای چندتنی و سنگرشکن آمریکایی قرار گرفت.
وی افزود: این بمبها مشابه همانهایی بودند که در حمله به محل استقرار شهید حجتالاسلام سید حسن نصرالله استفاده شدند. دشمن با هدف قرار دادن مدخلهای ورود و خروج، هواکشها و آسانسورها، تمام راههای هوایی را مسدود کرد.
او توضیح داد که اگرچه سازه تخریب نشد، اما نفوذ یک موشک از سقف و اکسید شدن سوخت آن در فضای بسته، منجر به سوختگی شدید ریههای نیروها و شهادت همگی آنان شد.
عملیات نجات در شرایط بحرانی
شهریاری در توصیف عملیات بازگرداندن پیکر شهدا گفت: کمتر از ۲۴ ساعت طول کشید تا تیمهای مهندسی و جهادی مسیر را باز کنند. اما لحظه ورود به سازه، صحنهای تکاندهنده بود؛ ۴۲ نفر روی زمین افتاده بودند. در حالی که پهپادها و جنگندههای دشمن همچنان در آسمان بودند، ما با همان حس و حالی که در عملیاتهای بازگرداندن پیکرهای دفاع مقدس داشتیم، اقدام به تخلیه شهدا کردیم.
وی اشاره کرد که پس از تخلیه کامل، دشمن مجدداً همان محل را هدف قرار داد که این امر نشاندهنده دقت زمانی و سرعت عمل تیم نجات در جلوگیری از تلفات بیشتر بود.
چرا «شهدای نَفَس»؟
در پاسخ به علت این نامگذاری، وی گفت: آنها تا آخرین نَفَس پای کار ایستادند. هیچکدام به دنبال راه فرار یا جانپناه نبودند و تا لحظه آخر، وظیفه خود را در برابر مانیتورها انجام دادند.
آخرین نفری که خارج شد
یکی از برجستهترین بخشهای این روایت، حضور سردار علیرضا رفائی، فرمانده پدافند هوایی تهران بود. شهریاری در وصف او گفت: سردار رفائی با وجود اینکه مدتی پیش جراحی کرده بود و حتی نشست و برخاست برایش دشوار بود، هرگز میدان را ترک نکرد. او همواره میگفت ما سرباز امام زمان (عج) هستیم.
وی تأکید کرد که سردار رفائی آخرین نفری بود که از سازه بیرون آورده شد، که این نشاندهنده اوج مسئولیتپذیری و فداکاری ایشان است. این فرمانده دلاور که اصالتاً اهل شیراز بود، طبق وصیت خود در قطعه ۴۲ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
اطلاعرسانی به خانوادهها
شهریاری به دشواریهای اطلاعرسانی به خانوادهها اشاره کرد و گفت که به دلیل تعداد بالای شهدا در یک حادثه واحد، این فرآیند بسیار پیچیده و سخت بود.
وی افزود که در ابتدا برای جلوگیری از نگرانی خانوادهها، موضوع را به مأموریتهای معمول نسبت دادند تا پس از انتقال پیکرها به معراج الشهدا، خبر شهادت این ۴۲ قهرمان را اعلام کنند.
شهریاری لحظات هفته دوم جنگ و انتقال پیکر ۴۲ شهید متخصص را چنین به تصویر میکشد: معراج الشهدا در آن روزها، فضایی میان داغ سنگین ما و حضور باوقار خانوادهها بود. تکتک خانوادهها اصرار داشتند پیش از تکفین، عزیزانشان را ببینند.
او در این میان از شهید «محمدحسین حیدری» فرزند ورامین میگوید که در ۳۸ سالگی به شهادت رسید. شهریاری روایت میکند که برادر کوچکتر شهید با متانت تمام، پشت در از او پرسیده بود: من قول میدهم سر و صدا نکنم، فقط بگویید چه شده است؟
وی افزود: شهید حیدری سالها پیش پیشبینی کرده بود که در ۳۵ سالگی شهید میشود و به شوخی به دخترش میگفت که این چند سال آخر را "قاچاقی" زنده است.
در کنار او، روایت پدر شهید «میثم بقرایی» بود که با نگاهی متفاوت به شهادت فرزندش از حسرتِ نرسیدن به مقام شهادت پس از ۳۰ سال خدمت در سپاه سخن میگفت.
چشمانی که منتظر مادر بود
در میان تمام شهدا، روایت شهید «محمدمهدی بیرامی»، متولد ۱۳۸۳، قلب هر شنوندهای را به درد میآورد.
شهریاری میگوید: او تک فرزند خانوادهای بود که سالها برای بچهدار شدن دعا کرده بودند. وقتی پیکرش را دیدم، لباس سبز پاسداری به تن داشت و کمسنترین نیروی یگان بود. موهای بور و چشمانی روشن داشت.
وی خاطره تکاندهندهای را بازگو میکند: در معراج شهدا، یکی از چشمهای محمدمهدی نیمهباز بود. هر چه تلاش کردم چشمش را ببندم، بسته نشد. بعدها در دیدار با مادر شهید، دلیل این اتفاق روشن شد. مادر شهید روایت کرد که وقتی برای وداع رفت و صورت فرزندش را بوسید و به آغوش کشید، تازه در آن لحظه چشمهای محمدمهدی بسته شد. شهریاری میافزاید: آنچه من در معراج دیدم، انتظار محمدمهدی برای آغوش مادرش بود.
مادر شهید بیرامی همچنین از عشق فرزندش به لباس سپاه و سردار حاجیزاده میگوید و روایت میکند که محمدمهدی لباس پاسداریاش را مانند «سجاده نماز» مقدس میدانست و نمیخواست هر کسی آن را ببیند.
ایستادگی تا آخرین لحظه
در پاسخ به این سؤال که آیا نیروهای پدافند پس از جراحت دوباره به پستهای خود بازمیگردند، شهریاری تأکید میکند: در مسلک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، ترک میدان معنا ندارد. بسیاری از شهدای هوافضا دقیقاً پای سامانههای خود شهید شدند.
او به نمونههایی از جنگ ۱۲ روزه اشاره میکند؛ جایی که شهیدان «محمد چناری» (اپراتور کارکشته با دو دهه تجربه) و «مهدی خدایی» (نیروی جوان ۵ سال خدمت) در کنار هم شهید شدند.
وی افزود: برخی از رزمندگان دچار موج انفجار شدند و جمجمه و دست و پایشان شکست، اما پس از یک دوره کوتاه نقاهت، مجدداً سر پستهای خود بازگشتند.
روحیه بالای خانواده شهدا، یکی از نقاط قوت این حماسه است. شهریاری از همسر شهید «سعید شاهی» میگوید که پس از وداع، پیامی برای سردار سیدمجید موسوی داشت: «ما در میدان بودیم و خبر شهادت سعید را شنیدیم، اما از همان شب میدان را ترک نکردیم. انتقام آقا را بگیرید و هرگز عقبنشینی نکنید.»
او همچنین روایت «جابر و محمدجعفر بیات» دو برادر شهید اهل پاکدشت را بازگو میکند. جابر در جنگ ۱۲ روزه شهید شد و ۵۷ روز بعد، دخترش به دنیا آمد. برادرش محمدجعفر، در حالی که برادرش را به خاک سپرده بود، بلافاصله به سامانه پدافند بازگشت و به برادرش میگفت: «قبر کناریات را برای من رزرو کن.»
محمدجعفر در نهایت در جنگ رمضان، حین مقابله با پهپادهای دشمن، به شهادت رسید. پدر این دو شهید، حاج عباس، با اقتداری مثالزدنی گفت: «ای کاش محمدجعفر پیش از آقا شهید میشد؛ قرار بود ما فدایی آقا باشیم، نه اینکه ایشان فدایی ما شود.»
سردار حاجیزاده؛ پیشگام در شکستن هیمنه دشمن
در پایان، شهریاری به آخرین تصویر از سردار حاجیزاده اشاره کرد. وی یادآور شد که سردار حاجیزاده در سخنرانی سوم خرداد ۱۴۰۴، بر تقویت پدافند هوایی تأکید ویژهای داشت و گفته بود: «اگر بتوانیم اف-۳۵ آمریکا را بزنیم، توانستهایم باری دیگر هیمنه آمریکا را بشکنیم.»
به گفته شهریاری، این خواسته و چشمانداز سردار حاجیزاده، پس از شهادت ایشان توسط نیروهای مخلص هوافضا و پدافند محقق شد تا ثابت شود که ارادهای که در راه خداست، هرگز با مرگ متوقف نمیشود.
منبع: دفاع پرس
انتهای پیام/