
به گزارش ایثارنیوز، سردار رشید اسلام، شهید سعید اسلامیان، فرزند عباس، در تاریخ ۲ اسفند ۱۳۳۸ در شهر همدان و در خانوادهای مبارزپرور دیده به جهان گشود. فضای ساده و مردمی خانواده و ارتباط نزدیک با اقشار مستضعف جامعه، از همان سالهای کودکی او را با رنج فقر، محرومیت و بیعدالتی آشنا کرد. تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان هاتف همدان گذراند و از همان دوران، روحیه مسئولیتپذیری و حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی در رفتار و نگاهش آشکار بود.
جوانههای مبارزه سیاسی شهید سعید اسلامیان علیه رژیم ستمشاهی، در سالهای نوجوانی در وجودش شکل گرفت؛ زمانی که برادرش مسعود توسط ساواک دستگیر و به زندانهای مخوف ستمشاهی منتقل شد. این حادثه تأثیر عمیقی بر روح و اندیشه سعید گذاشت و او را بیش از پیش در مسیر مبارزه آگاهانه قرار داد.
سال پایانی تحصیلات دبیرستانی سعید، همزمان با روزهای اوجگیری نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی بود. او در این مقطع، با شور و اشتیاق فراوان، در پخش اعلامیهها و پیامهای حضرت امام خمینی (ره) نقش فعالی ایفا میکرد. در این مسیر، دو برادرش مسعود و پرویز همراه و همگام او بودند؛ همراهی و همدلی مقدسی که سرانجام تا مرز شهادت ادامه یافت و به شهادت هر سه برادر انجامید.
با آغاز جنگ تحمیلی و هجوم دشمن بعثی، شهید سعید اسلامیان با تمام توان در میدان دفاع از انقلاب اسلامی و میهن حضور یافت. او به عنوان فرمانده عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع)، مسئولیتهای سنگین و سرنوشتسازی را بر عهده گرفت. در عملیاتهای بزرگ فتحالمبین، بیتالمقدس و رمضان، به عنوان فرمانده محور عملیاتی نقشآفرینی کرد. لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) از یگانهای کلیدی سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس بود و شهید اسلامیان از جمله افرادی بود که در شکلگیری و انسجام این لشکر، تلاشهای فراوانی انجام داد.
او در ادامه، مسئولیت قائممقامی فرماندهی لشکر را پذیرفت. نخستین مأموریت مهمش در این جایگاه، حضور در عملیات والفجر ۲ و بازپسگیری پادگان حاج عمران بود. همچنین در عملیاتهای والفجر ۵، خیبر و عاشورا حضوری مؤثر و تعیینکننده داشت و همواره به عنوان فرماندهای شجاع، دقیق و متعهد شناخته میشد.
پس از مدتی، شهید سعید اسلامیان به مدت یک سال فرماندهی سپاه پاوه و تیپ انصارالرسول را که از نیروهای بومی منطقه تشکیل شده بود، بر عهده گرفت. اما با توجه به نیاز لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) به حضور او و به درخواست فرمانده این لشکر، بار دیگر به یگان خود بازگشت و در عملیاتهای سرنوشتساز کربلای ۴ و کربلای ۵ نقشآفرینی کرد.
شهید اسلامیان تا پایان جنگ تحمیلی، حضوری مخلصانه، مستمر و اثرگذار در میادین عزت و شرف داشت. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ، بارها به مادرش میگفت که احساس میکند از قافله شهدا جا مانده است و از او میخواست دعا کند تا خداوند، توفیق شهادت را نصیبش گرداند.
بعد از جنگ، با توجه به تعهد، تجربه و توانمندیهای او، از سوی ستاد فرماندهی کل قوا برای همکاری دعوت شد و در حوزه سازماندهی عملیاتها به خدمت مشغول گردید. سرانجام، سحرگاه هفدهم دیماه ۱۳۶۷، مصادف با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، پس از سالها مجاهدت و مبارزه، در حالی که از مأموریت مناطق مرزی به سمت تهران بازمیگشت، در جاده همدان ـ تهران به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود نائل آمد.
وصیتنامه شهید سعید اسلامیان، آیینهای روشن از ایمان، آگاهی و انتخاب آگاهانه اوست. او در آغاز وصیتنامه، با خدای خویش به نجوا مینشیند و جان خود را که عزیزترین هدیه الهی میداند، آگاهانه و با رضایت کامل در راه خدا تقدیم میکند. شهادت را بالاترین مرحله تکامل انسان و ردای سرخی میداند که عاشقان الهی را مجذوب میسازد و رسیدن به نفس مطمئنه را در گرو دل بریدن از دنیا و غلبه بر هوای نفس معرفی میکند.
شهید اسلامیان، اطاعت از خدا، رسول و اولیالامر را پیام اصلی خود به امت اسلامی میداند و تأکید میکند که اطاعت از امام، یک تکلیف الهی است. او یاری ولیفقیه را همانند یاری امام حسین (ع) در کربلا واجب میشمارد و از همه میخواهد در این مسیر، ثابتقدم باشند.
در بخشهایی از وصیتنامه، خطاب به پدر، مادر و همسرش، با زبانی سرشار از محبت و ایمان سخن میگوید؛ پدر را به صبر و آمادگی در راه خدا فرا میخواند، مادر را به شکرگزاری برای مقام والای مادر شهید بودن توصیه میکند و از همسرش بابت همراهی در سختیها قدردانی کرده و تربیت فرزندانش را به او میسپارد.
او در پایان، خطاب به برادران و همرزمانش، با صلابت و استواری اعلام میکند که هیچ تهدید و خشونتی از سوی جهانخواران شرق و غرب، نمیتواند او را از ایمان و دینش جدا کند و با صدایی رسا فریاد میزند که حتی اگر پیکرش را پارهپاره کنند، پیامش از دل امواج و خاکستر نیز طنینانداز خواهد شد: اسلام پیروز است.